شعری از دورتر - تاریخ: 1397/11/17 ساعت: 14:17
Dostun en güzeli bahçesine bir hoyrat girmiş (To the garden of my love there came an evil louder)Korudur hey benli dilber korudur (The shrubs now lie there, my fair one, shrubs lie)Gülünü dererken d
حافظ - تاریخ: 1397/11/17 ساعت: 14:17
بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد من و ساقی به هم تازیم و بنیادش براندازیم شراب ارغوانی را گلاب اندر ق
هواي آفتاب - تاریخ: 1397/11/17 ساعت: 14:17
ملال ابرها و آسمان بسته و اتاق سرد تمام روزهای ماه رافسرده می نماید و خراب میکندو من به یادت ای دیار روشنی کنار این دریچههادلم هوای آفتاب می کندخوشا به آب و آسمان آبی اتبه کوههای سربلندبه دشتهای پر
خانه دوست - تاریخ: 1397/11/17 ساعت: 14:17
نرسیده به درخت ، کوچه باغی است ، که از خواب خدا سبز تر است و درآن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است ... تازه تهران اومده بودیم ، برادرم کودکی سه سالهبود. باانرژی و کنجکاو ،خانم همسایه ای داشتیم دوسه
بخوانید مزدک - تاریخ: 1397/11/17 ساعت: 14:17
بی هیچ شکی داستان مزدک موریس سیماشکو اثری تاریخی نیست و بسیار افسانه وار روایت شده است . اما سخنی دردل دارد که به خواندنش می ارزد . مزدک موریس سیماشکو 1972 برگردان مهدی سحابی 1381
اشتباه نکنید این روزها شعر بیشتری نمی خوانم فقط بیشتر می بینم - تاریخ: 1397/11/17 ساعت: 14:17
کوچهای هست که قلب من آن را ……. از محلههای کودکیام دزدیدهستفروغ فرخزاد تولدی دیگر
هیروشیما - تاریخ: 1397/11/17 ساعت: 14:17
On August 6, 1945, the United States dropped an atomic bomb on the city of Hiroshima. The bomb was known as "Little Boy", a uranium gun-type bomb that exploded with about thirteen kilotons of force. A
آینده - تاریخ: 1397/11/17 ساعت: 14:17
همین بس که امنیت وایمنی رفت وآمد دانش آموزان ودانشجویان فراهم شود. همین بس که ایمنی وسایل گرمایش وسرمایش در مرکز آموزشی تامین شود. همین بس که فرزندان ساکن بر این سرزمین امکان تحصیل سلامت درحدکفایت را داشته باشند. ... واژگونی اتوبوس حامل دانشجویان آتش سوزی در دبستان ...
درباره بیت کوین یا ارز دیجیتال - نویسنده یامترجم ناشناس - تاریخ: 1397/11/17 ساعت: 14:17
بیت کوین (Bitcoin) چیست؟ بیت کوین چیست ؟ شاید واژه بیت کوین به گوش شما خورده باشد و دوست دارید بدانید بیت کوین چیست و چه کاربردهایی دارد. بیت کوین (Bitcoin) یک ارز دیجیتال و مجازی در فضای اینتر
معلم کلاس پنجم - تاریخ: 1397/11/17 ساعت: 14:17
کلاس پنجم که بودم تقریبا همه شنبه ها دل درد داشتم و گاهی مادرم اجازه می داد مدرسه نروم . یادم نیست چه داستانی درخانه تعریف کرده بودم که روزی از روزها تقریبا بی مناسبت کتاب الیور تویست را به من جایزه د
دخترهای خوب زمین - تاریخ: 1396/8/8 ساعت: 23:52
ستاره پگاه را خیلی دوست داشت ولی اسم خودش را اصلا دوست نداشت .پنج شش ساله بود وقتی پگاه دوسه ساله بود. مادرها همکاربودن و باهم گپی داشتند یه روزکه دخترا باهم بازی می کردن مادر پگاه به ستاره گفت می دونی وقتی شب می شه ستاره ها میان وسط آسمون و همه جا
عمری که می گذرد - تاریخ: 1396/8/8 ساعت: 23:52
در خیابان باریکی که دوسویش ماشین پارک شده عقب جلو می کرد که دور بزند ،پراید سفید باران خورده ای از بغل همه ماشین هایی که ایستاده بودند ازلابلای جاهای خالی ازدست راست بزورخودش را پیچاند جلو ماشین ! حالا دیگر هیچکدام نمی توانستند تکان بخورند ، جای عقب
تنها او آگاه است ... - تاریخ: 1396/7/6 ساعت: 5:08
به نام خداوند جان و خرد کزین برتر اندیشه برنگذردخداوند نام و خداوند جای خداوند روزی ده رهنمای واینکه مرگ خواست کیست کس نمی داند اینکه کی فرود می آید وچگونه آن هم بر کسی پیدانیست اما وقتی نازل می شود هرکاری می کنی آرامش بدست نمی آید که نمی آید قطره قطره وجودت را پرمی کند از دلتنگی وکارهای نیمه تمام ک...
عشق سالهای جوانی -آنچه باقی بود-آنچه نابودش کرد-آنچه زیبایی اش را پس گرفت - تاریخ: 1396/5/15 ساعت: 21:45
خریت ازمن بودوگرنه سالها پیشتر خیلی قبل تر انتخابش را کرده بود و آردش را بیخته والکش را آویخته بود گمراهی من بودکه دردلم نگهش داشته بودم که نباید وبه نیمه بودن آن بوق
سلام زندگی - تاریخ: 1396/5/2 ساعت: 17:06
باورم نشد وقتی صفحه را بازکردم ودیدم ازنوشتن آخرین متن بیش از یک سال می گذرد. عیبی ندارد نوشتن حوصله می خواهد که نداشتم ،حالا دارم نمی دانم . همکاری دارم ،دختری که مادرش را ازدست داده و البته اگر مادر هم بود توفیری نداشت انرژی زیادی از من می گیرد .همه لحظه های زندگی برایش مسئله است .با پسری ازهمکارا
این کشور حافظه ندارد - تاریخ: 1396/5/2 ساعت: 17:06
خلاصه بگویم رفته بودیم برگور مادربزرگم درجواربقعه شیخ صدوق ،مادرم گفت برویم برگور دهخدا هم فاتحه ای بخوانیم گفتم کجاست گفت می پرسیم از آقایی پرسیدیم دوقدم مانده به آرامگاه گفت اینجا قبرزیادست بایدگشت خوب آخر! به مادرم گفت خودمان می دانیم اینجا گورستان است ازاوبپرس اصلا می داند دهخداکیست یافقط بلداست
نوشته های گذشته من که به دلیل مشکلات پیش آمده برای وبلاگ پاک شده بود! - تاریخ: 1396/5/2 ساعت: 17:06
بچه قورباغه + نوشته شده در شنبه هفدهم آبان 1393 ساعت 21:15 شماره پست: 116 کی باور می کند این حرف ها را ! باور می کردند دیگر !باورمی کردند که وقتی حمام نمره می رفتند از سرتاته ش را می شستندو اگر می شد ضدعفونی می کردند که شیء نامعلوم دردسرساز وارد بدنشان نشود که دورازجان حامله شوند و نتوانند جلوی
باید آنجا باشی ! - تاریخ: 1396/5/2 ساعت: 17:06
هرچند آغشته شد به خون پیرهن ما شد جامه سربازی ما هم کفن ما شادیم ز جانبازی خود در شکم خاک پاینده و جاوید بماند وطنم این شعر برمزار سه ژاندارم شهید سوم شهریور 1320 که تا جان داشتند مرزوپل آهنی جلفارا تسلیم روس ها نکردند؛ آمده است .حکایتش درکتاب ها آورده شده است . باید برمزارشان باشی باید سال ها از آ
بی شرح - تاریخ: 1396/5/2 ساعت: 17:06
دلم خیلی تنگه ،چرایش را واقعا نمی دانم ،چاره اش را هیچ نمی دانم .زندگی گاهی به آدم سخت می گیره وخسته می شوی دیگر . زندگی به من اما همیشه سخت گرفته اما من پوست کلفت بودم و دل نازکی به خرج ندادم وگرنه آنچه برای من هیچ است برای دیگران می دانم که خانمان سوز است . ناشکری نمی کنم زندگی خوبی داشتم و خانواد
به یاد ماندلا وهمه آنان که بی بازگشت رفتندونسلشان روبه پایان است . - تاریخ: 1396/5/2 ساعت: 17:06
پیش از آن هيچگاه در انفرادي نبودم و هر روز به نظرم يك سال طول مي كشيد. سلول من هيچ نوري نداشت و من ساعت مچي نداشتم. گاهي فكر مي كردم حالا نيمه شب است، در حالي كه تازه سرِ شب بود. هيچ مطلبي براي خواندن نداشتم و كاغذي در دسترسم نبود كه روي آن چيزي بنويسم و كسي هم در كنارم نبود تا با او حرف بزنم. در اي